یجوری اومد شارژرو پرتاب کرد رو میز و با صدای بلند گفت سارا مرسی برای شارژر.. که ناخوداگاه از جا پریدم تعادلم بهم خورد دستمو گذاشتم رو لیوان چایی که روی میزم بود چایی ریخت دستم سوخت لباسم لک افتاد میخنده میگه عه ترسوندمت:||| شارژرمو خریدم40 تومن وگرنه با همین شارژر حلق اویزش میکردم:|
منبع : مُـتــولـدِ دســــامـبـر382
برچسب ها :